استارتاپ = شروع چابک

ما در این وبلاگ می خواهیم مطالبی در رابطه با استارتاپ را با شما در میان بگذاریم

استارتاپ = شروع چابک

ما در این وبلاگ می خواهیم مطالبی در رابطه با استارتاپ را با شما در میان بگذاریم

استارتاپ = شروع چابک

استارتاپ چیست؟
استارتاپ یک سازمان یا گروهی است که با هدف یافتن مدل کسب و کار مقیاس پذیر و تکرار شونده برای ایده های بکر و نو و تبدیل کردن آنها به یک کسب و کار با ثبات و پایدار فعالیت می کند.

بایگانی

استارتاپ چیست؟

يكشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۲۷ ق.ظ
با توجه به قسمت توضیح بلاگ که در آن تعریفی ساده از استارتاپ آمده است می توان گفت که استارتاپ یک سازمان یا گروهی است که با هدف یافتن یک مدل کسب و کار مقیاس پذیر و قابل تکرار برای ایده های نو و بکر و تبدیل کردن آنها به یک کسب و کار پایدار و با ثبات فعالیت می کند.
یک استارتاپ چه ویژگی هایی دارد؟
یکی از ویژگی هایی که ما همیشه با آن در هر استارتاپی مواجه می شویم در خود کلمه ی استارتاپ نهفته است. استارتاپ می تواند به چه معنایی باشد؟ 
صرف نظر از درست یا غلط بودن، من می خواهم با سوء استفاده از دو کلمه ی start و up کلمه ی استارتاپ را شروع چابک معنی کنم. چرا؟ به این دلیل که اگر معنی این دو کلمه را به صورت جداگانه بخواهید کنار یکدیگر بگذارید می شود شروع بالا و من فکر می کنم که در صورت استفاده از این کلمه خوب آست آن را شروع چابک معنی کنیم. پر گویی های من را ببخشید ولی فکر می کنم این مقدمه چینی لازم بود. 
حال می رویم سر اصل مطلب چابکی در یک استارتاپ به چه معنی است؟
حال می رویم سر اصل مطلب چابکی در یک استارتاپ به چه معنی است؟
باید توجه داشت که این کلمه نباید با سرعت و عجله اشتباه شود. اگر بخواهیم به این کلمه نگاه کنیم به صورت تقریبی می توانیم آن را معادل کلمه های ی کارآیی و بهره وری بگیریم.
کارآیی با انجام سریع کارها چه فرقی دارد؟
کارآیی به معنی انجام صحیح کارها است اما سریع انجام دادن کارها نمی تواند معنی صحیح انجام دادن کارها را هم بدهد. به این مثال توجه کنید: یک شرکت را در نظر بگیرید که در چند ماه اول تاسیس رشد سریع ای را تجربه می کند اما بعد از یک سال ناگهان حباب رشد آنها می ترکد و پل موفقیت پشت سرشان خراب می شود. در اینجا یک سوال مطرح می شود و آن هم این است که در این مثال مفهوم کارآیی و سرعت در کجای کار قرار می گیرد؟
مفهوم کلمه سرعت در این مثال در رشد سریع آنها در چند ماه اول سال تاسیس آنها معنی می شود. اما آیا این شرکت می توانست کاری کند که میزان رشد خود را تثبیت کرده و آن را دائمی کند؟ بله، آنآن شرکت می توانست با مدیریت صحیحی منابع انسانی و مالی شرکت خود را تثبیت کند. در این میان شاید میزان رشد خود را کند می کرد ولی این میزان را می توانست به درصدی تثبیت شده و تقریبا دائمی تبدیل کند. 
یک مثال بارز این امر فلسفه ی وجودی شرکت تویوتا است که توانست آنها را در صدر جدول خودرو سازی جهان قرار بدهد. کیشیرو تویودا بنیانگذار صنایع خودرو سازی در کارخانه ریسندگی تویوتا اعتقاد داشت که باید با حذف تمام حاشیه ها و اضافات در تماما ارکان شرکت کارآیی، بهره وری و بازدهی شرکت را بالا برد، که به نظر من این سه گزینه سه رکن چابکی یک سیستم هستند و همینجا است کارآیی با بهروه وری یک سیستم گره می خورد.
این توصیفات در یک استارتاپ می تواند به معنی حذف موراد اضافه از ایده ای خود تولید نمونه ای اولیه ای شامل عصاره ی اصلی ایده شما و ارایه آن به مخاطب و گرفتن بازخورد (با بررسی عوامل مختلفی که در آینده توضیح داده خواهد) و اعمال تغیرات بر روی محصول خود و ارایه دوباره آن به مخاطب و ادامه این روند تا تبدیل شدن ایده شما ب یک محصول با ثبات و بعد از آن، باشد. 
اما سوالی که پیش می آید این است که با این رویکرد چرا نمی توان شرکت تویوتا را یک شرکت استارتاپی نامید؟
دوستان عزیز بعد از فکر کردن به این سوال و در میا گذاشتن نظرات خود با ما ادامه این مطلب را در پست آینده مشاهده کنید.
با تشکر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی